ز مظهر گوئیم آگاه گردان
مرا واقف ز پیر راه گردان
۱ترا واقف کنم از سر آن راه
که تا گردی ز سر راه آگاه
۲رسول الله پیر راه باشد
ز سر هر دو کون آگاه باشد
۳محمد اندرین ره پیر راهست
ولی حیدر ترا پشت و پناهست
۴تو پیر راه میدان مصطفی را
ز خود آگاه میدان مرتضی را
۵ز تو آگاه باشد او بعالم
بتو همراه باشد او بعالم
۶در او بینی حقیقت نور معنی
برون آئی ز فکر و کذب و دعوی
۷اگر او را بیابی اندرین راه
ز سرّ کارگردی خوب آگاه
۸که پیر تست مظهر بس عجایب
در او بینی تو آثار غرایب
۹ترا پیر است مظهر گر بدانی
غنیمت دانی و او را بخوانی
۱۰برو مظهر بخوان و کامران باش
بجو مظهر پس آنگه شادمان باش
۱۱که رهبر با تو از اسرار گوید
رموز حیدر کرار گوید
۱۲مرا در عشق پیر راه اوشد
درین ره سالکان را شاه او شد
۱۳تو نور او درون جان جان بین
تو او را برتر از کون و مکان بین
۱۴تو او را پیر ره دان در طریقت
تو او را مظهر حق دان حقیقت
۱۵چه میگویم کنون شاه ولایت
دو عالم را ازو باشد هدایت
۱۶توی اندر میان جان هویدا
توی از راه معنی در زبانها
۱۷توی مظهر توی سرور توی جان
توی گه آشکارا گاه پنهان
۱۸توی ایمان توی غفران تو در جان
توی سرور توی شاه و تو سلطان
۱۹توی نجم و توی مهر و توی ماه
توی ز اسرار هر دو کون آگاه
۲۰توی عصمت توی رحمت تو نعمت
توی اندر حقیقت دین و ملت
۲۱توی حنان توی منان تو سبحان
توی مذهب توی ملت تو ایمان
۲۲توی اول توهم آخر تو سرور
توی ظاهر توی باطن تو مظهر
۲۳توی آدم توی شیث و توی نوح
تو ابراهیم و تو موسی و توی روح
۲۴ترا میخواند آدم هم به آغاز
رسید او را بهشت و نعمت و ناز
۲۵خلیل الله ترا چون خواند از جان
شد آتش بر وجود او گلستان
۲۶ترا میخواند هم موسی عمران
مظفر گشت بر فرعون و هامان
۲۷ترا عیسی مریم بود بنده
بنامت مرده را میکرد زنده
۲۸محمد هم بنامت شد مظفر
بعالم بر تمامی اهل کافر
۲۹سلیمان یافت از تو حشمت و جاه
بفرمانش ز ماهی بود تا ماه
۳۰بدشت ارژنه سلمان ترا خواند
در آن دم کو بدست شیر درماند
۳۱شدی حاضر رهاندی از بلایش
تو بودی در ره دین رهنمایش
۳۲توی در دل تو اندر دیده بینش
ز نور تو مدار آفرینش
۳۳گهی با یوسف مصری بچاهی
گهی در مصر عزت پادشاهی
۳۴گهی طفلی و گاهی چون جوانی
گهی پنهان شوی گاهی عیانی
۳۵گهی درویشی و گه پادشاهی
برآئی تو بهر صورت که خواهی
۳۶بظاهر گه به روم و گه به چینی
به باطن در همه روی زمینی
۳۷تو ای اندر جهان پیوسته قائم
جهان مینازد از ذات تو دایم
۳۸توی بیشک مراد از هر دو عالم
نمیدانم جز این والله اعلم
۳۹دگر پرسی کدام است زندگانی
بگو با من بیان این معانی
۴۰