بلبل نامه

بخش ۱۵ - منع کردن سلیمان بلبل را از خوردن شراب و فواید آن عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بلبل نامه
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

سلیمان گفت ای مرغ سخندان

چرا مِی می‌خوری مانند رندان

۱

گهی سرمست و گه هشیار باشی

به گاهی خفته, گه بیدار باشی

۲

به ماتم جمله مرغان بر سری خاک

نشسته کرده رخها بر سوی خاک

۳

همه در ماتم و اندوه و دردند

ز هرچه دون بُوَد آزاد و فردند

۴

تو می‌سازی به هر دم نوعروسی

نمی‌دانم که گبری یا مجوسی

۵

شرابی خور که بدمستی ندارد

نشاطش روی در هستی ندارد

۶

شرابی را که جانت شاد باشد

ز مخموری دلت آزاد باشد

۷

شرابی را که بدمستی صفاتست

حرامش دان اگر آب حیاتست

۸

حرام از بهر آن کردند مِی را

که با اوباش می‌خوردند وی را

۹

مکن مستی میان جمع اوباش

که مستی می‌کند اسرار را فاش

۱۰

نشاط مِی خمارش هم نیرزد

عروس یک شبه ماتم نیرزد

۱۱

مخور چیزی که عقلت را کند گم

وز آن هر لحظه باشی در توهم

۱۲

مخور چیزی که در اندوه مانی

بود آنت بلای جاودانی

۱۳

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بلبل نامه (۳۸ شعر) قرار دارد.