سلیمان چون ز بلبل قصه بشنید
بسی اندر فراق گل بنالید
۱پس آنگه گفت مرغان هوا را
که غیبت بود از بلبل شما را
۲هر آنکس کو رود تنها به قاضی
ز قاضی خرم آید گشته راضی
۳سخن گفت برابر اتفاق است
به غیبت ماجرا کردن نفاقست
۴حدیث ماجرا چون هست معقول
بگو با هر که باشد هست مشغول
۵چو بلبل حاضر آمد وقت غیبت
نمیجنبد یکی اکنون ز هیبت
۶به غیبت بوده هر یک از شما شیر
به خون بلبلان آلوده شمشیر
۷مثالش با شما مشت پیاده
مثال گربه و موش است و باده
۸