غزلیاتغزل شمارهٔ ۵۰۵ عطارشاعرعطارمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنمفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)منبعویکیدرجآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریتا عشق تو را به جان ربودمبی درد تو یک نفس نبودم۱از روز ازل هنوز مستموز شوق الست در سجودم۲گفتی که جمال خود نمایماین خود ز کمال تو شنودم۳در آتش هجر انتظارممیسازم و سوخت این وجودم۴بی لطف تو بوی خوش ندارمگر جمله گلاب و مشک و عودم۵از بوی جگر که میگدازمبر اوج فلک رسید دودم۶مفتاح هدایتم تو دادیآنگه در اهلیت گشودم۷در عشق تو یافتم سعادتصد باره درون خود زدودم۸نامم ز تو زان شده است عطارکز حسن تو عارفی نمودم۹