بخش چهارم

(۳) حکایت پادشاه که از سپاه بگریخت عطار

شاعر
عطار
مجموعه
بخش چهارم
قالب
مثنوی
وزن
مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

در افتادند در شهری سپاهی

گریزان شد نهان زان شهر شاهی

۱

بشهری شد بگردانید جامه

نه خاصه باز دانستش نه عامه

۲

بجای آورد او را آشنائی

بدو گفتا چرائی چون گدائی

۳

بگو آخر که من شاهم بایشان

چرا بنشستهٔ خوار و پریشان

۴

شهش گفتا مگو آی در نظاره

که گر گویم کنندم پاره پاره

۵

کسی کو دیدهٔ سلطان ندارد

به سلطان رفتنش امکان ندارد

۶

اگر بی‌دیده جوئی قربت شاه

شوی درخون جان خویش آنگاه

۷

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش چهارم (۶ شعر) قرار دارد.