در نعت رسول

حکایت مادری که فرزندش در آب افتاد عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

مادری را طفل در آب اوفتاد

جان مادر در تب و تاب اوفتاد

۱

در تحیر طفل می‌زد دست و پای

آب بردش تا بناب آسیای

۲

خواست شد در ناو مادر کان بدید

شد سوی درز آب حالی برکشید

۳

آب از پس رفت و آن طفل عزیز

بر سر آن آب از پس رفت نیز

۴

مادرش درجست او را برگرفت

شیردادش حالی و در برگرفت

۵

ای ز شفقت داده مهر مادران

هست این غرقاب را ناوی گران

۶

چون در آن گرداب حیرت،  اوفتیم

پیش ناو آب حسرت  اوفتیم

۷

مانده سرگردان چو آن طفل در آب

دست و پایی می‌زنیم از اضطراب

۸

آن نفس ای مشفق طفلان راه

از کرم در غرقهٔ خود کن نگاه

۹

رحمتی کن بر دل پرتاب ما

برکش از لطف و کرم در ز آب ما

۱۰

شیرده ما را ز پستان کرم

برمگیر از پیش ما خوان کرم

۱۱

ای ورای وصف و ادراک آمده

از صفات واصفان پاک آمده

۱۲

دست کس نرسید برفتراک تو

لاجرم هستیم خاک خاک تو

۱۳

خاک تو یاران پاک تو شدند

اهل عالم خاک خاک تو شدند

۱۴

هرک خاکی نیست یاران ترا

دشمن است او دوست داران ترا

۱۵

اولش بوبکر و آخر مرتضا

چار رکن کعبهٔ صدق و صفا

۱۶

آن یکی در صدق هم راز و وزیر

و آن دگر در عدل خورشید منیر

۱۷

آن یکی دریای آزرم و حیا

آن دگر شاه اولوالعلم و سخا

۱۸

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ در نعت رسول (۲ شعر) قرار دارد.