عذر آوردن مرغان

گفتار نایبی در دم مرگ عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

نایبی را چون اجل آمد فراز

زو یکی پرسید کای در عین راز

۱

حال تو چونست وقت پیچ پیچ

گفت حالم می‌بنتوان گفت هیچ

۲

بار پیمودم همه عمرتمام

عاقبت با خاک رفتم والسلام

۳

نیست درمان مرگ را جز مرگ بوی

ریختن دارد بزاری برگ و روی

۴

ما همه از بهر مردن زاده‌ایم

جان نخواهد ماند و دل بنهاده‌ایم

۵

آنک عالم داشت در زیر نگین

این زمان شد توتیا زیرزمین

۶

وانک در چرخ فلک خون ریز بود

گشت در خاک لحد ناچیز زود

۷

جملهٔ زیرزمین پرخفته‌اند

بلک خفته این هم آشفته‌اند

۸

مرگ بنگر تا چه راهی مشکل است

کاندرین ره گورش اول منزل است

۹

گر بود از تلخی مرگت خبر

جان شیرینت شود زیر و زبر

۱۰

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ عذر آوردن مرغان (۹۸ شعر) قرار دارد.