رابعه گفتی که ای دانای راز
دشمنان را کار دنیا میبساز
۱دوستان را آخرت ده بردوام
زانک من زین کار آزادم مدام
۲گر ز دنیا و آخرت مفلس شوم
کم غمم گر یک دمت مونس شوم
۳بس بود این مفلسی از تو مرا
زانک دایم تو بسی از تو مرا
۴گر بسوی هر دو عالم بنگرم
یا به جز تو هیچ خواهم، کافرم
۵هرکرا او هست، کل او را بود
هفت دریا زیر پا او را بود
۶هرچ بود و هست و خواهد بود نیز
مثل دارد، جز خداوند عزیز
۷هرچ را جویی جزو یابی نظیر
اوست دایم بینظیر وناگزیر
۸