شعر و عرش و شرع از هم خاستند
تا دو عالم زین سه حرف آراستند
۱نور گیرد چون زمین از آسمان
زین سه حرف یک صفت هر دو جهان
۲آفتاب ار چه سمایی گشته است
در سنا جنس سنایی گشته است
۳از کمال شعر و شوق شاعری
چرخ را بین ازرقی و انوری
۴باز کن چشم و ز شعر چون شکر
از بهشت عدن فردوسی نگر
۵شعر را اقبال جمشیدی ببین
مهر را شمسی و خورشیدی ببین
۶ور ز بالا سوی ارکان بنگری
هم شهابی بینی و هم عنصری
۷ور درین علمت کند شاهی هوس
علم اگر در چین است خاقانیت بس
۸چون بهشت و آسمان و آفتاب
چون عناصر باد و آتش خاک و آب
۹نسبتی دارند با این شاعران
پس جهان شاعر بود چون دیگران
۱۰