نفس نتوان گشت الا با سه چیز
چون بگویم یاد گیرش ای عزیز
۱خنجر خاموشی و شمشیر جوع
نیزهٔ تنهایی و ترک هجوع
۲هرکه را نبود مرتب این سلاح
نفس او هرگز نمییابد فلاح
۳چونکه دل بی یاد اللهت بود
دیو ملعون یار همراهت بود
۴اهل دنیا را چو دیوار آیدش
لقمهای چرب و شیرین بایدش
۵هر که او دربند سیم و زر شود
در عقوبت عاقبت مضطر شود
۶آنکه بهر آخرت کارش بود
از خدا تشریف بسیارش بود
۷مال دنیا خاکساران را دهند
آخرت پرهیزکاران را دهند
۸هست شیطان ای برادر دشمنت
غل آتش خواهد اندر گردنت
۹مدبری کو رو بدنیا آورد
بهره کی از عالم عقبی برد
۱۰ای پسر با یاد حق مشغول باش
وز خلایق دور همچو غول باش
۱۱