گر همی خواهی که گردی سر بلند
ای پسر بر خود در راحت ببند
۱هر که بربست او در راحت تمام
باز شد بر وی در دار السلام
۲غیر حق را هر که خواهد ای پسر
کیست در عالم ازو گمراه تر
۳ای برادر ترک عز و جاه کن
خویش را شایسته درگاه کن
۴خوار گردد هر که گردد جته جوی
ای برادر قرب این درگاه جوی
۵عز و جاهت سوی پستی میکشد
مرا ترا بر تن پرستی میکشد
۶نفس در ترک هوا مسکین بود
گوشمال نفس نادان این بود
۷چون دلت بر یاد حق ایمن بود
نفسک اماره هم ساکن بود
۸هر که او را تکیه بر صانع بود
در جهان با لقمهٔ قانع بود
۹اکتفا بر روزی هر روزه کن
گر نداری از خدا دریوزه کن
۱۰