رمز آشنای معنی هر خیرهسر نباشد
طبع سلیم فضل است ارث پدر نباشد
۱غفلت بهانهمشتاق خوابت فسانهمایل
بر دیده سخت ظلم است گر گوش کر نباشد
۲افشای راز الفت بر شرم واگذارید
نگشاید این گره را دستی که تر نباشد
۳بر آسمان رسیدیم راز درون ندیدیم
این حلقه شبهه دارد بیرون در نباشد
۴خلق و هزار سودا ما و جنون و دشتی
کانجا ز بیکسیها خاکی به سر نباشد
۵چین کدورتی هست بر جبههٔ نگینها
تحصیل نامداری بیدردسر نباشد
۶امروز قدر هرکس مقدار مال و جاه است
آدم نمیتوان گفت آنرا که خر نباشد
۷در یاد دامن او ماییم و دلتپیدن
مشت غبار ما را شغل دگر نباشد
۸نقد حباب تا کی در کیسهٔ توهم
آهی که ما نداریم گو در جگر نباشد
۹آن به که برق غیرت بنیاد ما بسوزد
آیینهایم و ما را تاب نظر نباشد
۱۰پیداست از ندامت عذر ضعیفی ما
شبنم چه وانماید گر چشم تر نباشد
۱۱گردانده گیر بیدل اوراق نسخهٔ وهم
فرصت بهار رنگست رنگ اینقدر نباشد
۱۲