دل انجمن محرم و بیگانه نباشد
جز حیرت ادراک درین خانه نباشد
۱در ساز فنا راحت عشاق مهیاست
بالین وفا بیپر پروانه نباشد
۲بیکسب صفا صید معانی چه خیال است
تا سنگ بود شیشه پریخانه نباشد
۳چون شانه کلید سر مویی نتوان شد
تا سینهٔ چاکت همه دندانه نباشد
۴دل زانوی فکرش همه چشم است که مینا
چندانکه خمد بیخط پیمانه نباشد
۵بیساخته حسنیست که دارم به کنارش
مشاطهٔ شوق آینه و شانه نباشد
۶افسون چه ضرور است به عزم مژه بستن
در خواب عدم حاجت افسانه نباشد
۷بر اوج مبر پایه اقبال تعین
تا صورت رفتار تو لنگانه نباشد
۸ابرام هوس میکشدت بر در دونان
شاهی اگر این وضع گدایانه نباشد
۹وحدت چهخیال است توان یافت بهکثرت
چون ریشه دوانید نمو، دانه نباشد
۱۰عالم همه محملکش کیفیت اشک است
این قافله بیلغزش مستانه نباشد
۱۱دلگرد جنون میکند امروز ببینید
در خانهٔ ما بیدل دیوانه نباشد
۱۲