هرچند به حق قرب تو مقدور نباشد
بر درددلی گر برسی دور نباشد
۱آثار غرور انجمن آرای شکست است
چینی طرب مجلس فغفورنباشد
۲بر شیشهٔ قلقل هوس ما مگذاربد
آن پنبهکه مغز سر منصور نباشد
۳پیغام وفا درگره سعی هلاک است
غمنامهٔ ما جز به پر مور نباشد
۴ای مست قناعت مگشا کف به دعا هم
تا دست تو خمیازهٔ مخمور نباشد
۵از بست و گشاد در تحقیق میندیش
چشم و مژه سهل است، دلتکور نباشد
۶یاران غم دمسردی ایام ندارند
باید خنکیهای توکافور نباشد
۷بگذر ز مقامات و خیالات فضولی
داغ «ارنی» جز به سر طور نباشد
۸در وادی تحقیق چه حرف است سیاهی
گر حایل بینایی ما نور نباشد
۹نقد دل و پا مزد تردد چه خیال است
این آبله سر برکف مزدور نباشد
۱۰ما سوختگان، برهمن قشقهٔ شمعیم
در دیر وفا صندل و سندور نباشد
۱۱بر هم زدن الفت دلها مپسندید
دکان حلب خوشهٔ انگور نباشد
۱۲بیدل زشروشورتعلق به جنون زن
گو خانهٔ زنجیر تو معمور نباشد
۱۳