غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۳۷۱ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ای بی‌نصیب عشق به ‌کار هوس بخند

بر بال هرزه پر دو سه چاک قفس بخند

۱

دل جمع‌کن به یک دو قدح ازهزار وهم

برمحتسب بتیز و به ریش عسس بخند

۲

اوقات زندگی ز فسردن به باد رفت

برگریه‌ات اگر نبود دسترس بخند

۳

زین جمع مال مسخرگی موج می زند

خلقی‌ست درکمند فسار و مرس بخند

۴

شور ترانه‌سنجی عنقایی‌ات رساست

چندی به قاه‌قاه طنین مگس بخند

۵

از شرم چون شرر مژه‌ای واکن و بپوش

سامان این بهار همین است و بس بخند

۶

زین‌کشت‌خون به‌دل چه‌ضرور است رستنت

لب گندمین کن و به تلاش عدس بخند

۷

در آتش است شمع و همان خنده می‌کند

ای خامشی به غفلت این بوالهوس بخند

۸

تاکی‌کند فسون نفس داغ فرصتت

ای آتش فسرده به سامان خس بخند

۹

خاموش رفته‌اند رفیقانت از نظر

اشکی به درد قافلهٔ بی‌جرس بخند

۱۰

بر زندگی چو صبح‌ گمان بقاکبراست

گو این غبار رفته به‌گردون نفس بخند

۱۱

بیدل چو گل اگر فکنی طرح انبساط

چشمی به خویش واکن و بر پیش و پس بخند

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: بخندقافیه: ـس۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. بخندبخند
  2. وهمبخند
  3. رفتبخند
  4. زندبخند
  5. رساستبخند
  6. بپوشبخند
  7. رستنتبخند
  8. می‌کندبخند
  9. فرصتتبخند
  10. نظربخند
  11. بقاکبراستبخند
  12. انبساطبخند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.