محرمانی که به آهنگ فنا مسرورند
تپش آمادهتر از خون رگ منصورند
۱نامجویان هوس را ز شکست اقبال
کاسهها آمده بر سنگ و همان فغفورند
۲جرسی نیست در این قافلهٔ بیسروپا
ناله این است که از منزل معنی دورند
۳نارسایی تک و تازند چه پست و چه بلند
تا به عنقا همه پرواز پر عصفورند
۴چشم عبرت به ره هرزهدوی بسیارست
لیک این آبلهها زبر قدم مستورند
۵صوف و اطلس همه را پردهدر رسواییست
تا کفن پیرهن خلق نگردد عورند
۶میروند از قد خم مایل مطلوب عدم
بوسه خواه لب افسوس کمین گورند
۷محرم نشئه به خمیازه نمیدوزد چشم
حلقههای در امید همه مخمورند
۸تا کجا واسطه را حایل تحقیق کنید
مژهها پیش نظر دود چراغ طورند
۹معنی از حوصلهٔ فهم بلند افتادهست
خرمن ماه همان دانه کشانش مورند
۱۰خلق چون سایه نهفت آینه در زنگ خیال
ورنه این نامهسیاهان به حقیقت نورند
۱۱بیدل از شبپره کیفیت خورشید مپرس
حق نهان نیست ولی خیرهنگاهان کورند
۱۲