غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۴۶۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

جمعی‌ که با قناعت جاوید خو کنند

خود را چوگوهر انجمن آبروکنند

۱

حیرت زبان شوخی اسرار ما بس است

آیینه‌مشربان به نگه گفتگوکنند

۲

محجوب پردهٔ عدمی بی‌حضور دل

پیدا شوی‌گر آینه‌ات روبروکنند

۳

آنجاکه عشق خلعت رسوایی آورد

پیراهنی که چاک ندارد رفو کنند

۴

لب‌تشنهٔ هوای ترا محرمان راز

چون نی به جای آب نفس درگلوکنند

۵

نقش خیال و خامهٔ نقاش مشکل‌ست

ما را مگر به فکر میان تو مو کنند

۶

آیینه است‌،‌گاه خطا، رنگ اهل شرم

بی‌دستگاه شامه گل چشم بوکنند

۷

شوخی به سیر عالم ما ره نمی‌برد

چشمی مگر در آبلهٔ پا فروکنند

۸

آن نامقیدان‌ که در اثبات مطلقند

آب نرفته را زتوهم به جوکنند

۹

در بحرکاینات که صحرای نیستی‌ست

حاصل تیممی است به هرجا وضوکنند

۱۰

بیدل دماغ نشئه ندارد گدای عشق

گرنه فلک گداخته در یک کدو کنند

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـکنند۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. کنندآبروکنند
  2. استگفتگوکنند
  3. دلروبروکنند
  4. آوردکنند
  5. رازدرگلوکنند
  6. مشکل‌ستکنند
  7. شرمبوکنند
  8. نمی‌بردفروکنند
  9. مطلقندجوکنند
  10. نیستی‌ستوضوکنند
  11. عشقکنند

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.