غافل شدیم وگشت خروش هوس بلند
افسون خواب کرد غرور نفس بلند
۱یکسر به زیر چرخ، پر و بال ریختیم
پرواز کس نجست ز بام قفس بلند
۲از حرف و صوت راه قیامتگرفت خلق
منزل شد اینقدر ز فسون جرس بلند
۳سهل است دستگاه غرور سبکسران
آتش نگردد آن همه از خار و خس بلند
۴وحشت نواست شهرت اقبال ناکسان
بیپر زدن نگشت طنین مگس بلند
۵همّت در این جونکده زنجیر پای ماست
یارب مباد اینهمه دامان کس بلند
۶دردا که در قلمرو طاقت نیافتیم
یک ناله چون تغافل فریادرس بلند
۷دست تلاش خاک به گردون نمیرسد
پر نارساست دانش و تحقیق بس بلند
۸بیدل اگر جنون نکند هرزه تازیت
گرد دگر نمیشود از پیش و پس بلند
۹