جام امید نظرگاه خمار است اینجا
حلقهٔ دام تو خمیازه شکار است اینجا
۱عیشها غیر تماشای زیانکاری نیست
درخور باختن رنگ بهار است اینجا
۲عافیت میطلبی منتظر آفت باش
سر بالینطلبان تحفهٔ در است اینجا
۳فرصت برق و شرر با تو حسابی دارد
امتیازیکه نفس در چه شمار است اینجا
۴چه جگرهاکه به نومیدی حسرت بگداخت
فرصتی نیست وگرنه همهکار است اینجا
۵پردهٔ هستی موهوم نوایی دارد
که حبابیم و نفس آینهدار است اینجا
۶انجمن در بغل و ما همه بیرون دریم
بحر چندانکه زند موجکنار است اینجا
۷عجز طاقت همهدم شاهد معدومی ماست
نفس سوخته یک شمع مزار است اینجا
۸سجده هم ازعرق شرم رهی پیش نبرد
از قدم تا به جبین آبلهزار است اینجا
۹بیدل اجزی جهان پیکر بیتمثالیست
حیرت آینه با خوبش دچار است اینجا
۱۰