غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۵۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

دل جهان دیگر از رفع‌ کدورت می‌شود

خانه از رُفتن زیارتگاه وسعت می‌شود

۱

پاس خواب غفلت از منعم حضور فقر برد

بر بنای سایه بی‌دیواری آفت می‌شود

۲

شمع را انجام‌کار از تیر‌ه ورزی چاره نیست

عزت این انجمن آخر مذلت می‌شود

۳

ضبط موج است آنچه آب گوهرش نامیده‌اند

حرص اگر اندک عنان‌گیرد قناعت می‌شود

۴

زینهار ایمن مباش از شامت وضع غرور

سرکشی چون زد به‌گردن طوق لعنت می‌شود

۵

ازجنون ما و من بر زندگی دقت مچین

چون نفس تنگی‌ کند صبح قیامت می‌شود

۶

محرم‌معنی‌نه‌ای‌،‌فرصت‌شمار وهم باش

شیشهٔ از می تهی پامال ساعت می ‌شود

۷

پیشتر از صبح‌، یاران در چمن حاضر شوید

ورنه‌ گل تا لب گشاید خنده قسمت می‌شود

۸

از تنکرویان تبرا کن ‌که با آن لنگری

چون در آب افتد وقار سنگ خفت می‌شود

۹

حاضران آنجا که بر خلق تو دارند اعتماد

گربگویی حیف عمررفته غیبت می‌شود

۱۰

خاک‌ گردم تا برآیم ز انفعال ما و من

ورنه هرچند آب می‌گردم خجالت‌ می‌شود

۱۱

مفت این عصر است بیدل‌ گر میان دوستان

گاه‌گاهی دید و وادیدی به دعوت می‌شود

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌شودقافیه: ـت۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. می‌شودمی‌شود
  2. بردمی‌شود
  3. نیستمی‌شود
  4. نامیده‌اندمی‌شود
  5. غرورمی‌شود
  6. مچینمی‌شود
  7. باشمی‌شود
  8. شویدمی‌شود
  9. لنگریمی‌شود
  10. اعتمادمی‌شود
  11. منمی‌شود
  12. دوستانمی‌شود

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.