ای هوس آوارگان چند تک و پو کنید
سعی نفس آب شد سوی عرق رو کنید
۱آینهدار حضور غیب پرستد چرا
حاصل تحقیق چیست گر من و ما او کنید
۲مخمل و دیبا همه باب مساس هواست
نقش نی بوریا زینت پهلو کنید
۳صنعت پرگار عشق حیف بود ناتمام
سر به هوا میدود توأم زانو کنید
۴جهد کماندار وهم صید تسلی نکرد
رم همه وقتش رم است دشت و درآهوکنید
۵پیش غرور فلک عجز بشر روشن است
مرد کمان نیستید نوحه به بازو کنید
۶گردن تسلیم عشق خط امان است و بس
بر دم تیغ قضا تکیه به این مو کنید
۷عالم یکتاییاش مغرض تمثال نیست
ششجهت آیینه است آینه یکسوکنید
۸از چمنی میرسیم باخته رنگ نگاه
گز سر سیر گلیست حیرت ما بو کنید
۹ماه ز وضع هلال یافت عروج کمال
بوی جبین بردهاید پیشهٔ ابرو کنید
۱۰ذره موهوم را شرم نسنجد به هیچ
بیدل ما را همین سنگ ترازو کنید
۱۱