غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۶۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

جلوهٔ او داد فرمان نگاه آیینه را

هاله‌کرد آخربه روی همچوماه آیینه را

۱

منع پرواز خیالت درکف تدبیر نیست

ناکجا جوهر نهد بر دیدگاه آیینه را

۲

از شکست رنگ عجز اندود ماغافل مباش

بشکند تمثال ما طرف‌کلاه آیینه را

۳

بسکه ما آزادگان را از تعلق وحشت است

عکس ما چون آب داند قعر چاه آیینه را

۴

امیتاز جلوه از ما حیرت آغوشان مخواه

دورگرد دیده می‌باشد نگاه آیینه را

۵

فرش‌نادانی‌ست هرجاآب‌ورنگ‌عشرتی‌ست

ساده‌لوحی داد عرض دستگاه آیینه را

۶

گفتگو سیل بنای سینه صافی می‌شود

امتحانی می‌توان‌کردن به آه آیینه را

۷

عرض هستی بر دل روشن غبار ماتم است

ازنفسها خانه می‌گردد سیاه آیینه را

۸

این زمان ارباب جوهر دام تزویرند و بس

می‌توان دانست آب زیرکاه آیینه را

۹

با صفای دل چه لازم اینقدر پرداختن

جلوه بی‌رنگی‌ست اینجانیست راه آیینه را

۱۰

جز به جیب دل سراغ امن نتوان یافتن

چون نفس از هرزه‌گردی‌کن پناه آیینه را

۱۱

بیدل اندر جلوه‌گاه حسن طاقت‌سوز اوست

جوهر حیرت زبان عذرخواه آیینه را

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آیینه راقافیه: ـاه۱۱ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. رارا
  2. نیسترا
  3. مباشرا
  4. استرا
  5. مخواهرا
  6. هرجاآب‌ورنگ‌عشرتی‌سترا
  7. می‌شودرا
  8. استرا
  9. بسرا
  10. پرداختنرا
  11. یافتنرا
  12. اوسترا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.