غزلیاتغزل شمارهٔ ۲۰۹۰ بیدل دهلویشاعربیدل دهلویمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعپروژهٔ بازبینی OCRآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویرینه تعین نه ناز میرسدمتا جبین یک نیاز میرسدم۱ناز اقبال نارسایی هاتا به زلف ایاز میرسدم۲تا ز خاکسترم اثر پیداستسوختن بی تو باز میرسدم۳تا شوم قابل نم اشکیدیده تا دل گداز میرسدم۴مژدهٔ وصل و بخت من هیهاتاین نوا از چه ساز میرسدم۵نشئهٔ انتظار یعقوبمساغر از چشم باز میرسدم۶وارث عبرتم علاجی نیستاز جهان احتراز میرسدم۷سوی دنیا نبردهام دستیگرکنم پا دراز میرسدم۸گر همین نفی خویش اثباتسترنگ نا رفته باز میرسدم۹سعی اشکم که دیده تا مژگانصد نشیب و فراز میرسدم۱۰گر رموز حقیقتم این استهرکجایم مجاز میرسدم۱۱نرسیدم به هیچ جا بیدلتا کجا امتیاز میرسدم۱۲