خاموشم و بیتابی فریاد تو دارم
چندانکه فراموش توام یاد تو دارم
۱این ناله که قد میکشد از سینهٔ تنگم
تصویر نهال ز غم آزاد تو دارم
۲تمثال گل و رنگ بهارم چه فریبد
من آینهٔ حسن خداداد تو دارم
۳هرچند به صد رنگ زنم دست تصنع
چون وانگرم خامهٔ بهزاد تو دارم
۴تا زندهام از جانکنیام نیست رهایی
شیرینی و من خدمت فرهاد تو دارم
۵گو شیشهٔ امکان شکند سنگ حوادث
من طاقی از ابروی پریزاد تو دارم
۶پرواز نفس یاد گرفتاری شوقایست
این یک دو پر از خانهٔ صیاد تو دارم
۷چشمت به نگاهی ز جهان منتخبمکرد
تمغای قبول از اثر صاد تو دارم
۸مطرب چه تراود ز نیبینفس من
هر ناله که من دارم از ارشاد تو دارم
۹بیدل تو به من هیچ مدارا ننمودی
عمریستکه پاس دل ناشاد تو دارم
۱۰