غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۲۷۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دل را به یاد روی کسی یاد می‌کنم

آیینه کرده‌ام گم و فریاد می‌کنم

۱

بوی پیامی از چمن جلوه می‌رسد

از دیده تا دل آینه ایجاد می‌کنم

۲

خاکم به باد می‌رود و آتشم به آب

انشای صلحنامهٔ اضداد می‌کنم

۳

چون صبح بسکه فرصت پرواز نارساست

رنگ پریده را نفس امداد می‌کنم

۴

علم و عمل فسانهٔ تمهید خواب کیست

عمریست هر چه می‌شنوم یاد می‌کنم

۵

قد خمیده نسخهٔ تدبیر جانکنی است

سر گوشیی به تیشهٔ فرهاد می‌کنم

۶

در ضمن ناله‌ای که دل از یاس می‌کشد

پروازهاست کز پرش آزاد می‌کنم

۷

افسانهٔ تظلم حیرت شنیدنی است

دست بلندی از مژه ایجاد می‌کنم

۸

دل آب گشت و خجلت جان سختی‌ام نرفت

آیینه می‌گدازم و فولاد می‌کنم

۹

مینای دل به ذوق خیالی شکسته‌ام

آرایش جهان پریزاد می‌کنم

۱۰

کیفیت میان تو باغ تصور است

مو در دماغ خامهٔ بهزاد می‌کنم

۱۱

بیدل خرابی‌ام نفس وحشتست و بس

دل نام عالمی‌که من آباد می‌کنم

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: می‌کنمقافیه: ـاد۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. می‌کنممی‌کنم
  2. می‌رسدمی‌کنم
  3. آبمی‌کنم
  4. نارساستمی‌کنم
  5. کیستمی‌کنم
  6. استمی‌کنم
  7. می‌کشدمی‌کنم
  8. استمی‌کنم
  9. نرفتمی‌کنم
  10. شکسته‌اممی‌کنم
  11. استمی‌کنم
  12. بسمی‌کنم

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.