در جیب غنچه بوی بهار است و رنگ هم
بی فیض نیست گوشهٔ دلهای تنگ هم
۱ساز طواف دل نه همین جوهر صفاست
دارد هوای خانهٔ آیینه زنگ هم
۲بیگانگی ز طور غزالان چه ممکنست
ما را که چشمکیست ز داغ پلنگ هم
۳اضداد ساز انجمن یک حقیقتند
مینا ز معدنی است که آنجاست سنگ هم
۴در گلشنی که عرض خرام تو دادهاند
محمل به دوش بوی گلست آب و رنگ هم
۵خلقی به یاد چشم تو زنار بسته است
کفری به این کمال ندارد فرنگ هم
۶تشویش بال و پر مکش ای طالب فنا
این راه قطع میشود از پای لنگ هم
۷تا آبیار مزرع جمیعتت کنند
آتش فکن به خرمن ناموس و ننگ هم
۸فرداست ربط الفت ما باد برده است
مفت وفاق گیر درین عرصه جنگ هم
۹صد رنگ جانکنیست درین کوچه نام را
آسان نمیرسد سر یاران به سنگ هم
۱۰گویند در بساط وفا عجز میخرند
ای اهل ناز یاد من دل به چنگ هم
۱۱بیدل اگر به دست رسد گوهر وصال
باید وطن گرفت به کام نهنگ هم
۱۲