صد شکرکه جز عجز گیاهی ندمیدیم
فری ندمیدیم و کلاهی ندمیدیم
۱تا آبله پایی نکشد رنج خراشی
خاری نشدیم از سر راهی ندمیدیم
۲حسرت چه اثر واکشد از حاصل مطلب
بر هیچکس افسون نگاهی ندمیدیم
۳چون آه هوس هرزه دوی ریشهٔ ما سوخت
اما ز دل سوخته گاهی ندمیدیم
۴صد رنگ گل افشاند نفس لیک چه حاصل
یک ریشه به کیفیت آهی ندمیدیم
۵سرتا قدم ما به هوس سرمه شد اما
در سایهٔ مژگان سیاهی ندمیدیم
۶بر ابرکرم تهمت خشکی نتوان بست
کو قابل عفو تو گناهی ندمیدیم
۷فریاد کزین مزرعهٔ سوخته حاصل
آخر مژه بستیم و نگاهی ندمیدیم
۸گلخن چمنی داشت که گلزار ندارد
از ناکسی آخر پر کاهی ندمیدیم
۹بر باد ندادیم درین عرصه غباری
زان رنگ فسردیم که گاهی ندمیدیم
۱۰بیدل تو برون تاز که ما وهمپرستان
چندانکه نشستیم به راهی ندمیدیم
۱۱