غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۴۳۹ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلاتن مفعول فاعلاتن (مضارع مثمن اخرب)

از نالهٔ دل ما تا کی رمیده رفتن

زین دردمند حرفی باید شنیده رفتن

۱

بی نشئه زندگانی چندان نمک ندارد

حیف ست از این خرابات می ناکشیده رفتن

۲

آهنگ بی‌نشانی زین‌ گلستان ضرور است

راه فنا چو شبنم باید به دیده رفتن

۳

جرأتگر طلب نیست بی دست و پایی ما

دارد به سعی‌ قاتل خون چکیده رفتن

۴

چون شعله‌ای که آخر پامال داغ‌ گردد

در زیر پا نشستیم از سر کشیده رفتن

۵

زین باغ محمل ما بر دوش ناامیدیست

بر آمدن نبندد رنگ پریده رفتن

۶

از وحشت نفسها کو فرصت تأمل

چون صبح باید از خویش دامن نچیده رفتن

۷

بر خلق بی‌بصیرت‌ تا چند عرض‌ جوهر

باید ز شهر کوران چون نور دیده رفتن

۸

همدوش آرزوها دل‌ می‌رود نفس نیست

در رنگ ریشه دارد تخم دمیده رفتن

۹

قطع نفس نمودیم جولان مدعا کو

در خواب هم نبیند پای بریده رفتن

۱۰

رفتار سایه هرگز واماندگی ندارد

در منزل است پرواز از آرمیده رفتن

۱۱

قد دو تای پیریست ابروی این اشارت

کز تنگنای هستی باید خمیده رفتن

۱۲

بال فشاندهٔ آه بی‌گرد حسرتی نیست

با عالمی ز خود برد ما را جریده رفتن

۱۳

تعجیل طفل خویان مشق خطاست بیدل

لغزش به پیش دارد اشک از دویده رفتن

۱۴

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: رفتنقافیه: ـیده۱۴ از ۱۴ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. رفتنرفتن
  2. نداردرفتن
  3. استرفتن
  4. مارفتن
  5. گرددرفتن
  6. ناامیدیسترفتن
  7. تأملرفتن
  8. جوهررفتن
  9. نیسترفتن
  10. کورفتن
  11. نداردرفتن
  12. اشارترفتن
  13. نیسترفتن
  14. بیدلرفتن

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.