یاد ابروی کجی زد به دل ما ناخن
موج شد بهر جگرکاری دریا ناخن
۱سعی تردستی منعم چقدر پُر زور است
میشکافد جگر سنگ در این جا ناخن
۲غنچهای نیست که اوراق گلش در بر نیست
هر گره راست به صد رنگ مهیا ناخن
۳صورت قد دوتا حل معمای فناست
عقده بازست کنون کردهام انشا ناخن
۴بیتمیزان همه جا قابل بیرون درند
برکنارست ز هنگامهٔ اعضا ناخن
۵خودسریها چقدر هرزه تلاش است اینجا
میرود رو به هوا با سر بی پا ناخن
۶بی حسی بسکه در ین شوره زمین کاشتهاند
موی و دندان دمد از پیکر ما یا ناخن
۷خلق بیکار ز بس شیفتهٔ سر خاریست
همچو انگشت نشاندهست بهسرها ناخن
۸گره رشته دگر عقدهٔ معنی دگر است
چه خیال است کند حل معما ناخن
۹موج این بحر فروماندهٔ وضع گهر است
نیست دل بستهٔ کاری که کند وا ناخن
۱۰غافل از نشو و نما نیست کمین آفات
سربریدن نکند قطع وفا با ناخن
۱۱جوهر کارگشایی علم احسانهاست
میکند دست بلند از همه بالا ناخن
۱۲بیدل از دولت دونان بهتغافل بگذر
هیچ نگشاید اگر سرکشد از پا ناخن
۱۳