تا به کی باشی قفسفرسودهٔ شان نگین
ای خوش آن نامی که نقشش نیست بهتانِ نگین
۱گر نهای محکوم حرصافسانهٔ اوهام چند
بگذر از جام جم و حرف سلیمان نگین
۲غیر مخموری چه دارد ساغر اقبال جاه
یکقلم خمیازه میبالد ز عنوان نگین
۳هوش اگر آیینه پردازد دلیل عبرت است
خودفروشیهای نام و قید زندان نگین
۴کاش رسوایی همینجا در خور زحمت دهند
رشته واری میکشد نام از گریبان نگین
۵بس که تخمیر مزاج همت ما وحشت است
نام ما چون گرد میخیزد ز دامان نگین
۶چون هلال از پیکر خم سر به گردون سودهام
خاتم است اینجا دلیل عزت و شان نگین
۷سنگ را هم شیشه میسازد تهی از خود شدن
سود نامی هست در اجزای نقصان نگین
۸صحبت ارباب دنیا مفلسان را میگزد
ظاهر است از روی کاغذ نقش دندان نگین
۹تا کجا وسعت کند پیدا بساط اعتبار
ناقصان گو پهنتر چینند دکان نگین
۱۰با همه شهرتفروشیها بضاعت هیچ نیست
خون همان نام است در زخم نمایان نگین
۱۱اعتبارات جهان رنگ پرواز است و بس
در پر طاووس کن سیر چراغان نگین
۱۲وحشت تقلید هم بیدل کم از تحقیق نیست
نشئهٔ پرواز دارد چین دامان نگین
۱۳