غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۶۱۸ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

به رشته‌ات اثر وهم مدعاست گره

تو گر زبند هوس واشوی کجاست گره

۱

طلسم وحشتی ای بیخبر چه خود رایی‌ست

که شبنم تو به بال و پر هواست ‌گره

۲

ز آرمیدگی دل فریب امن مخور

به هر شراری ازین سنگ شعله‌هاست‌گره

۳

ره تردد اقبال‌کیست بگشاید

که از قلمرو ما تا پر هماست‌گره

۴

نکرد سعی نفسها علاج‌ کلفت دل

گداخت تار و ز سختی همان بجاست‌گره

۵

ادب نفس شمر انتظار جلوهٔ‌کیست

چو شمع بر سر مژگان نگاه ماست‌گره

۶

سپند خوبش برآتش زدیم و خاک شدیم

هنوز بر لب ما عرض مدعاست‌گره

۷

چو غنچه‌ای‌که شود خشک بر سر شاخی

در آستین امیدم کف دعاست گره

۸

چو سبحه تفرقهٔ دل ز بس جنون اثرست

به ساز پیکرم از یکدگر جداست‌گره

۹

زکار بسته بلند است قدر راست روان

در آن بساط‌که نی قدکشد عصاست‌گره

۱۰

نفس مسوز به‌کلفت شماری اوهام

به قدر قطره درین بحر عقده‌هاست‌گره

۱۱

چسان به عرض رسد حرف مدعا بیدل

که ناله در نفس ناتوان ماست‌گره

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: گرهقافیه: ـاست۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. گرهگره
  2. رایی‌ستهواست‌گره
  3. مخورشعله‌هاست‌گره
  4. بگشایدهماست‌گره
  5. دلبجاست‌گره
  6. جلوه‌کیستماست‌گره
  7. شدیممدعاست‌گره
  8. شاخیگره
  9. اثرستجداست‌گره
  10. روانعصاست‌گره
  11. اوهامعقده‌هاست‌گره
  12. بیدلماست‌گره

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.