هزار نغمه بهساز شکست ماستگره
به موی کاسهٔ چینی دل صداست گره
۱ز موج باز نشد عقدهٔ دلگرداب
بهکار ما همه دم ناخن آزماست گره
۲بهکوشش ازسرمقصدگذشتن آسان نیست
چو جاده رشتهٔ ما را در انتهاستگره
۳ز خبثگریهام ای غافلان نفس دزدید
به برشگال دم اسب را رواست گره
۴قناعتم نکشد خجلت زبان طلب
ز فرق تا قدمم یکگهر حیاست گره
۵به وادییکه پر افشانده استکلفت من
زگرد بادیه پیشانی هواست گره
۶چو تار سبحه در این دامگاه حیرانی
فلک بهکار من افکند هرکجاست گره
۷ز خویش مگذر و کوتاه کن ره اوهام
به تار جادهٔ این دشت نقش پاست گره
۸که غنچهگشت که آغوش گل نکرد ایجاد
به صبر کوش که اینجا گرهگشاست گره
۹تعلق من و ما سهل نشمری بیدل
تاملی که به تار نفس چهاست گره
۱۰