مژهواری ز خواب ناز جستی
دو عالم نرگسستان نقش بستی
۱تغافل مهرگنجکاف و نون بود
تبسم کردی و گوهر شکستی
۲ز آهنگیکه افسون نفس داشت
عنان صور بر عالم گسستی
۳مگر با آن میان ربطی ندارد
سخن بر معنی نایاب بستی
۴محیط آنگه محاط قطره حرف است
که میداند چسان در دل نشستی
۵خودآرایی چه مستور و چه اظهار
خراباتی چه مخموری چه مستی
۶