ای گرد تکاپوی سراغ نو نشانها
وامانده اندیشهٔ راه تو گمانها
۱حیرت نگه شوخی حسن تو نظرها
خامش نفس عرض ثنای تو زبانها
۲اشکیست ز چشم تر مجنون تو جیحون
لختی ز دل عاشق شیدای تو کانها
۳در کُنْهِ تو آگاهی و غفلت همه معذور
دریا ز میان غافل و ساحل ز کرانها
۴عمریست که نه چرخ به رنگ گل تصویر
واکرده به خمیازه بوی تو دهانها
۵آن کیست شود محرم اظهار و خفایت
آیینهٔ خویشند عیانها و نهانها
۶بر اوج غنایت نرسد هیچ کمندی
بیهوده رسن تاب خیالند فغانها
۷آنجا که فنا نشئهٔ اسرار تو دارد
پیمانهکش جوش بهار است خزانها
۸هر سبزه درین دشت شد انگشت شهادت
تا از گل خودروی تو دادند نشانها
۹از شوق تمنای تو در سینهٔ صحرا
همچون دل بیتاب تپان ریگ روانها
۱۰جز ناله به بازار تو دیگر چه فروشیم
اینست متاع جگر خسته دکانها
۱۱بیدل ره حمد از تو به صد مرحله دور است
خاموش که آوارهٔ وهمند بیانها
۱۲