غزلیات

غزل شمارهٔ ۳۳۱ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

در شهد راحتند فقیران بوریا

آسوده‌اند در شکرستان بوریا

۱

بر قسمت فتاده‌ کس ار پشت پا زند

نی می‌خلد به ناخنش از خوان بوریا

۲

بر گیر‌و‌دارِ اهل جهان خنده می‌کند

رند برهنه‌پای بیابان بوریا

۳

بر خاک خفتگان به حقارت نظر مکن

آید صدای تیغ ز عریان بوریا

۴

وقت فتادگی مشو از دوستان جدا

این است نقش مسلک یاران بوریا

۵

افتادگی‌ست سرمهٔ آواز سرکشان

در بند ناله نیست نیستان بوریا

۶

در کنج خلوتی‌ که بلندست دست فقر

پیچیده‌ایم پای به دامان بوریا

۷

بیدل به‌ سرکشان‌ جهان چشم‌ عبرت است

سر تا به پای زخم نمایان بوریا

۸

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: بوریاقافیه: ـان۸ از ۸ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«بوریا» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بوریابوریا
  2. زندبوریا
  3. می‌کندبوریا
  4. مکنبوریا
  5. جدابوریا
  6. سرکشانبوریا
  7. فقربوریا
  8. استبوریا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.