فال تسلیم زن و شوکت شاهی دریاب
گردنی خم کن و معراجکلاهی دریاب
۱دام تسخیر دو عالم نفس نومیدیست
ای ندامتزده سررشتهٔ آهی دریاب
۲فرصت صحبتگل پا به رکاب رنگ است
آرزو چند اگر هست نگاهی دریاب
۳از شبیخون خط یار نگردی غافل
هرکجا شوخی گردیست سپاهی دریاب
۴دود پیچیدهٔ دل گرد سراغی دارد
از سویدا اثر چشم سیاهی دریاب
۵تاکی ای پای طلب زحمت جولان دادن
طوف آسودگی آبلهگاهی دریاب
۶یوسفیکنگرت اسباب مسیحایی نیست
به فلکگر نرسیدی بن چاهی دریاب
۷نامرادی صدف گوهر اقبال رساست
غوطه در جیبگدایی زن و شاهی دریاب
۸سعل بنیاد دو عالم شدی ای آتش عشق
ماگیاهیم ز ما هم پرکاهی دریاب
۹چه وجود وچه عدم بست وگشاد مژه است
چون شرر هر دو جهان را به نگاهی دریاب
۱۰خلوت عافیت شمعگداز است اینجا
پی خاکستر خودگیر و پناهی دریاب
۱۱دامن دیده به هر سرمه میالا بیدل
انتظاری شو وگرد سر راهی دریاب
۱۲