جنس موهومم دکان آبرویی چیده است
هیچ هم در عالم امید میارزیده است
۱در جناب حضرت شاه سلیمان بارگاه
ناتوان موری خیال عرضی اندیشیده است
۲زین سطوری چندکزتسلیم دارد افتخار
معنی رازم جبینها بر زمین مالیده است
۳تا به رنگش وارسی ازنقش ما غافل مباش
بحر در جیب حباب اینجا نفس دزدیده است
۴همچو شبنم در تمنای نثار نوگلی
داشتم اشکی نمیدانم کجا غلتیده است
۵طبع آزاد از خروش جسم دارد انبساط
زخمه تا بر تار میآید صدابالیده است
۶نقد انفاسم نهتنها صرف آهنگ دعاست
گر همه رنگ است با منگرد اوگردیده است
۷در غبار خط نفس دزدیده آهی میکشم
سرمهگردیدهست دل تا این صدا پالیده است
۸دستگاه لفظکزپیشانیام بستهست نقش
خط چهمعنی دارد ابنجاسجده هملغزیده است
۹خامشی از بسکه نازک میسراید درد دل
جز خیال شاه فریادمکسی نشنیده است
۱۰گشتهام پیر و ز حق نعمت دیرینهاش
همچنان در هر بن مویم نمک خوابیده است
۱۱غیر وحشت باغ امکان را نمیباشدگلی
چرخ هم اینجا ز جیب صبح دامن چیده است
۱۲هرکجا سرکردهام بیدل دعای دولتش
جوشآمین از زمین تا آسمان پیچیده است
۱۳