غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۴ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

عالمی را بی‌زبانیهای من پوشیده است

شمع خاموش انجمنها در نفس دزدیده است

۱

بسکه از شرم تماشایت به خود پیچیده است

عکس در آیینه ینهان چون نگه در دیده ‌است

۲

از سپند من زبان شکوه نتوان یافتن

اینقدر هم سوختن بر عجز من نالیده است

۳

حلقهٔ زنجیر تصویرم مپرس از شیونم

ناله‌ای دارم که جز گوشم کسی نشنیده است

۴

دانه را نشو و نمای ریشه رسوا می‌کند

گر زبان درکام باشد راز دل پوشیده است

۵

ناکجا انجامد آخر، ماجرای داغ دل

بر کباب خام سوزم اخگری چسبیده است

۶

زندگی تعمیرش از سیل خرابی‌ کرده‌اند

اینکه می‌گویی نفس‌گردی ز هم پاشیده‌است

۷

ناتوانی بس بود بال و پر آزادی‌ام

موج‌ صدرنگ‌ از شکست‌ خویش دامن چیده‌ است‌

۸

کار سهلی نیست در هستی تماشای عدم

بر تحیر ناز دارد هر که ما را دیده است

۹

دین و دنیا چیست تا از الفتش نتوان گذشت

پیش‌همت این دو منزل یک ره خوابیده ‌است

۱۰

کلفتی از امتیاز زندگانی می‌کشیم

بر رخ آیینهٔ ما هم نفس پیچیده است

۱۱

عمر ما بیدل به طوف‌ کعبهٔ دلها گذشت

گرد چندین نقطه یک پرگار ما گردیده است

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـیده۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. استدیده‌است
  3. یافتناست
  4. شیونماست
  5. می‌کنداست
  6. دلاست
  7. کرده‌اندپاشیده‌است
  8. آزادی‌اماست
  9. عدماست
  10. گذشتخوابیده‌است
  11. می‌کشیماست
  12. گذشتاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.