غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۰۲ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بازم به دل نوید صفایی رسیده است

از پیشگاه آینه صبحی دمیده است

۱

این صیدگاه‌کیست‌که از جوش‌کشتگان

بسمل چو رنگ در جگر خون تپیده است

۲

گل جام خود عبث به شکستن نمی‌دهد

صاف طرب به شیشهٔ رنگ پریده است

۳

جرأت‌کجا و من زکجا لیک چاره نیست

نقاش دامن تو به دستم کشیده است

۴

تا غنچهٔ تو بند قبا باز می‌کند

آغوشها چو صبح‌گریبان دریده است

۵

غافل مباش از دل یأس انتخاب من

این قطره ازگداز دو عالم چکیده است

۶

داغم ز رنگ عجزکه با آن فسردگی

بی‌منت قدم به شکستن رسیده است

۷

لیلی هنوز دام سرانجام می‌دهد

غافل‌که‌گرد وادی مجنون رمیده است

۸

هر دم چوگوهر ازگره خویش می‌رویم

پرواز حیرت انجمنان آرمیده است

۹

صورت نگار انجمن بی‌نیازی‌ام

در ششجهت تغافلم آیینه چیده است

۱۰

بیدل تجردم علم‌شان نیستی‌ست

این‌خامه خط به‌صفحهٔ هستی‌کشیده است

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: استقافیه: ـیده۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. استاست
  2. جوش‌کشتگاناست
  3. نمی‌دهداست
  4. نیستاست
  5. می‌کنداست
  6. مناست
  7. فسردگیاست
  8. می‌دهداست
  9. می‌رویماست
  10. بی‌نیازی‌اماست
  11. نیستی‌ستاست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.