غزلیات

غزل شمارهٔ ۷۳۵ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

بندگی با معرفت، خاصِ حضورِ آدمی‌ست

ورنه اینجا سجده‌ها چون سایه یکسر مبهمی‌ست

۱

با سجودت از ازل پیشانی‌ام را توأمی‌ست

دوری اندیشیدنم زان آستان، نامحرمی‌ست

۲

آه از آن دریا جدا گردیدم و نگداختم

چون گهر، غلتیدنِ اشکم ز دردِ بی‌نمی‌ست

۳

فرصتم تاکی ز بی‌آبی کشد رنجِ نفس

سازِ قلیانی که دارد؟ مجلسِ پیری، دمی‌ست

۴

داغ زیرِ پا و آتش بر سر و در دیده اشک

شمع را, در انجمن بودن, چه جای خرمی‌ست؟

۵

حاصلِ اشغالِ محفل، دوش پرسیدم ز شمع

گفت‌: افزونی نفس می‌سوزد و قسمت کمی‌ست

۶

سوختن، منت‌گداز چاره‌فرمایان مباد

جز به مهتابم به هرجا می‌نشانی، مرهمی‌ست

۷

با دو عالم آشنا، ظلم است بی‌کس زیستن

پیش ازین هستی غناها داشت، اکنون مبرمی‌ست

۸

آتشی کو کز چراغِ خامشم‌گیرد خبر

خام‌سوزِ داغِ دل را، سوختن هم مرهمی‌ست

۹

جز به‌هم‌چیدن، کسی را با تصرف کار نیست

گندم انبار است هر سو، لیک قحطِ آدمی‌ست

۱۰

خلق در موت و حیات از صوف و اطلس تا کفن

هرچه پوشد زین سیاهی و سفیدی، ماتمی‌ست

۱۱

تا ابد کوک است بیدل نغمهٔ سازِ جهان

اوجِ اقبال و حضیضِ فقر زیری و بمی‌ست

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: ستقافیه: ـمی۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«ست» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • ردیف با نیم‌فاصله به واژه چسبیده است؛ ممکن است جزئی از خود واژه باشد

پایان مصرع‌ها

  1. آدمی‌ستمبهمی‌ست
  2. توأمی‌ستنامحرمی‌ست
  3. نگداختمبی‌نمی‌ست
  4. نفسدمی‌ست
  5. اشکخرمی‌ست
  6. شمعکمی‌ست
  7. مبادمرهمی‌ست
  8. زیستنمبرمی‌ست
  9. خبرمرهمی‌ست
  10. نیستآدمی‌ست
  11. کفنماتمی‌ست
  12. جهانبمی‌ست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.