بخندید تموز بر سرخ سیب
همیکرد با بار و برگش عتیب
۱که آن دسته گل بوقت بهار
بمستی همیداشتی درکنار
۲همی باد شرم آمد از رنگ اوی
همی یاد یار آمد از چنگ اوی
۳چه کردی که بودت خریدار آن
کجا یافتی تیز بازار آن
۴عقیق و زبرجد که دادت بهم
ز بار گران شاخ تو هم بخم
۵همانا که گل را بها خواستی
بدان رنگ رخ را بیاراستی
۶همی رنگ شرم آید از گردنت
همی مشک بوید ز پیراهنت
۷مگر جامه از مشتری بستدی
به لوئلؤ بر از خون نقط برزدی
۸زبرجدت برگست و چرمت بنفش
سرت برتر از کاویانی درفش
۹بپیرایه زرد وسرخ وسپید
مرا کردی از برگ گل ناامید
۱۰نگارا بهارا کجا رفتهای
که آرایش باغ بنهفتهای
۱۱همی مهرگان بوید از باد تو
بجام میاندر کنم یاد تو
۱۲چورنگت شود سبز بستایمت
چو دیهیم هرمز بیارایمت
۱۳که امروز تیزست بازار من
نبینی پس از مرگ آثار من
۱۴