جهاندار هوشنگ با رای و داد
به جای نیا تاج بر سر نهاد
۱بگشت از برش چرخ سالی چهل
پر از هوش مغز و پر از رای دل
۲چو بنشست بر جایگاه مهی
چنین گفت بر تخت شاهنشهی
۳که بر هفت کشور منم پادشا
جهاندار پیروز و فرمانروا
۴به فرمان یزدان پیروزگر
به داد و دهش تنگ بستم کمر
۵و زان پس جهان یکسر آباد کرد
همه روی گیتی پر از داد کرد
۶نخستین یکی گوهر آمد به چنگ
به آتش ز آهن جدا کرد سنگ
۷سر مایه کرد آهن آبگون
کز آن سنگ خارا کشیدش برون
۸