در دو عالم هر کجا آثار عشق
ابن آدم سری از اسرار عشق
۱سر عشق از عالم ارحام نیست
او ز سام و حام و روم و شام نیست
۲کوکب بی شرق و غرب و بی غروب
در مدارش نی شمال و نی جنوب
۳حرف انی جاعل تقدیر او
از زمین تا آسمان تفسیر او
۴مرگ و قبر و حشر و نشر احوال اوست
نور و نار آن جهان اعمال اوست
۵او امام و او صلوت و او حرم
او مداد و او کتاب و او قلم
۶خرده خرده غیب او گردد حضور
نی حدود او را نه ملکش را ثغور
۷از وجودش اعتبار ممکنات
اعتدال او عیار ممکنات
۸من چه گویم از یم بی ساحلش
غرق اعصار و دهور اندر دلش
۹آنچه در آدم بگنجد عالم است
آنچه در عالم نگنجد آدم است
۱۰آشکارا مهر و مه از جلوتش
نیست ره جبریل را در خلوتش
۱۱برتر از گردون مقام آدم است
اصل تهذیب احترام آدم است
۱۲زندگی ای زنده دل دانی که چیست
عشق یک بین در تماشای دوئی است
۱۳مرد و زن وابستهٔ یکدیگرند
کائنات شوق را صورتگرند
۱۴زن نگهدارندهٔ نار حیات
فطرت او لوح اسرار حیات
۱۵آتش ما را بجان خود زند
جوهر او خاک را آدم کند
۱۶در ضمیرش ممکنات زندگی
از تب و تابش ثبات زندگی
۱۷شعله ئی کز وی شرر ها در گسست
جان و تن بی سوز او صورت نبست
۱۸ارج ما از ارجمندیهای او
ما همه از نقشبندیهای او
۱۹حق ترا داد است اگر تاب نظر
پاک شو قدسیت او را نگر
۲۰ای ز دینت عصر حاضر برده تاب
فاش گویم با تو اسرار حجاب
۲۱ذوق تخلیق آتشی اندر بدن
از فروغ او فروغ انجمن
۲۲هر که بردارد ازین آتش نصیب
سوز و ساز خویش را گردد رقیب
۲۳هر زمان بر نقش خود بندد نظر
تا نگیرد لوح او نقش دگر
۲۴مصطفی اندر حرا خلوت گزید
مدتی جز خویشتن کس را ندید
۲۵نقش ما را در دل او ریختند
ملتی از خلوتش انگیختند
۲۶می توانی منکر یزدان شدن
منکر از شأن نبی نتوان شدن
۲۷گرچه داری جان روشن چون کلیم
هست افکار تو بی خلوت عقیم
۲۸از کم آمیزی تخیل زنده تر
زنده تر جوینده تر یابنده تر
۲۹علم و هم شوق از مقامات حیات
هر دو می گیرد نصیب از واردات
۳۰علم از تحقیق لذت می برد
عشق از تخلیق لذت می برد
۳۱صاحب تحقیق را جلوت عزیز
صاحب تخلیق را خلوت عزیز
۳۲چشم موسی خواست دیدار وجود
این همه از لذت تحقیق بود
۳۳لن ترانی نکته ها دارد رقیق
اندکی گم شو درین بحر عمیق
۳۴هر کجا بی پرده آثار حیات
چشمه زارش در ضمیر کائنات
۳۵در نگر هنگامهٔ آفاق را
زحمت جلوت مده خلاق را
۳۶حفظ هر نقش آفرین از خلوت است
خاتم او را نگین از خلوت است
۳۷