این گنبد مینایی این پستی و بالایی
در شد به دل عاشق با این همه پهنایی
۱اسرار ازل جویی بر خود نظری وا کن
یکتایی و بسیاری پنهانی و پیدایی
۲ای جان گرفتارم دیدی که محبت چیست
در سینه نیاسایی از دیده برون آیی
۳برخیز که فروردین افروخت چراغ گل
برخیز و دمی بنشین با لالهٔ صحرایی
۴عشق است و هزار افسون حسن است و هزار آیین
نی من به شمار آیم نی تو به شمار آیی
۵صد ره به فلک بر شد صد ره به زمین در شد
خاقانی و فغفوری جمشیدی و دارایی
۶هم با خود و هم با او هجران که وصال است این
ای عقل چه میگویی ای عشق چه فرمایی
۷