فرقی ننهد عاشق در کعبه و بتخانه
این جلوت جانانه آن خلوت جانانه
۱شادم که مزار من در کوی حرم بستند
راهی ز مژه کاوم از کعبه به بتخانه
۲از بزم جهان خوشتر از حور جنان خوشتر
یک همدم فرزانه وز باده دو پیمانه
۳هر کس نگهی دارد هر کس سخنی دارد
در بزم تو می خیزد افسانه ز افسانه
۴این کیست که بر دلها آورده شبیخونی
صد شهر تمنا را یغما زده ترکانه
۵در دشت جنون من جبریل زبون صیدی
یزدان به کمند آور ای همت مردانه
۶اقبال به منبر زد رازی که نباید گفت
نا پخته برون آمد از خلوت میخانه
۷