به شاخ زندگی ما نمی ز تشنه لبی است
تلاش چشمهٔ حیوان دلیل کم طلبی است
۱حدیث دل به که گویم چه راه بر گیرم
که آه بی اثر است و نگاه بی ادبی است
۲غزل به زمزمه خوان پرده پست تر گردان
هنوز نالهٔ مرغان نوای زیر لبی است
۳متاع قافلهٔ ما حجازیان بردند
ولی زبان نگشائی که یار ما عربی است
۴نهال ترک ز برق فرنگ بار آورد
ظهور مصطفوی را بهانه بولهبی است
۵مسنج معنی من در عیار هند و عجم
که اصل این گهر از گریه های نیم شبی است
۶بیا که من ز خم پیر روم آوردم
می سخن که جوان تر ز باده عنبی است
۷