فریب کشمکش عقل دیدنی دارد
که میر قافله و ذوق رهزنی دارد
۱نشان راه ز عقل هزار حیله مپرس
بیا که عشق کمالی ز یک فنی دارد
۲فرنگ گرچه سخن با ستاره میگوید
حذر که شیوهٔ او رنگ جوزنی دارد
۳ز مرگ و زیست چه پرسی درین رباط کهن
که زیست کاهش جان مرگ جانکنی دارد
۴سر مزار شهیدان یکی عنان در کش
که بی زبانی ما حرف گفتنی دارد
۵دگر بدشت عرب خیمه زن که بزم عجم
می گذشته و جام شکستنی دارد
۶نه شیخ شهر نه شاعر نه خرقه پوش اقبال
فقیر راه نشین است و دل غنی دارد
۷