قطعه‌ها

شمارهٔ ۱۰ - مادر ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه
وزن
مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهن گرفتن آموخت

۱

شبها بر گاهواره من

بیدار نشست و خفتن آموخت

۲

دستم بگرفت و پا بپا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت

۳

یک حرف و دو حرف بر زبانم

الفاظ نهاد و گفتن آموخت

۴

لبخند نهاد بر لب من

بر غنچه گل شکفتن آموخت

۵

پس هستی من ز هستی اوست

تا هستم و هست دارمش دوست

۶

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: آموختقافیه: ـفتن۵ از ۶ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. مادرآموخت
  2. منآموخت
  3. بردآموخت
  4. زبانمآموخت
  5. منآموخت
  6. اوستدوست

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.