قطعه‌ها

شمارهٔ ۳ - شراب ایرج میرزا

مجموعه
قطعه‌ها
قالب
قطعه
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ابلیس شبی رفت به بالین جوانی

آراسته با شکل مهیبی سَر و بَر را

۱

گفتا که منم مرگ و اگر خواهی زنهار

باید بگزینی تو یکی زین سه خطر را

۲

یا آن پدر پیر خودت را بکشی زار

یا بشکنی از خواهر خود سینه و سر را

۳

یا خود ز می ناب کشی یک دو سه ساغر

تا آنکه بپوشم ز هلاک تو نظر را

۴

لرزید از این بیم جوان بر خود و جا داشت

کز مرگ فتد لرزه به تن ضَیَغمِ نَر را

۵

گفتا پدر و خواهر من هر دو عزیزند

هرگز نکنم ترک ادب این دو نفر را

۶

لیکن چو به می دفع شر از خویش توان کرد

مِی نوشم و با وی بکنم چاره شر را

۷

جامی دو بنوشید و چو شد خیره ز مستی

هم خواهر خود را زد و هم کشت پدر را

۸

ای کاش شود خشک بنِ تاک و خداوند

زین مایه شر حفظ کند نوع بشر را

۹

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: راقافیه: ـر۹ از ۹ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است
  • مصرع نخست مطلع در الگو نمی‌گنجد

پایان مصرع‌ها

  1. جوانیرا
  2. زنهاررا
  3. زاررا
  4. ساغررا
  5. داشترا
  6. عزیزندرا
  7. کردرا
  8. مستیرا
  9. خداوندرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ ایرج میرزا

۲۲۶ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ قطعه‌ها (۸۹ شعر) قرار دارد.