دلم به حال تو ای دوستدار ایران سوخت
که چون تو شیر نری را در این کُنام کنند
۱تمام خلق خراسان به حیرتند اندر
که این مقاتلهٔ با تو را چه نام کنند
۲به چشم مردم این مملکت نباشد آب
وگرنه گریه برایت علی الدوام کنند
۳مخالفین تو سرمست بادۀ گل رنگ
موافقین تو خون جگر به کام کنند
۴نظام ما فقط از همّت تو دایر بود
بیا ببین که چه بعد تو با نظام کنند
۵رسید نوبت آن کز برای خونخواهی
تمام عدۀ ژاندارمری قیام کنند
۶دروغ و راست همه متهم شدند به جُبن
به هر وسیله ز خود دفع اتهام کنند
۷مرام تو همه آزادی و عدالت بود
پس از تو خود همه ترویج این مرام کنند
۸کسان که آرزوی عزّت وطن دارند
پس از شهادت تو آرزوی خام کنند
۹به جسم هیأتِ ژاندارمری روانی نیست
وگرنه جنبشی از بهر انتقام کنند
۱۰ترا سلامت از آن دشت کین نیاوردند
کنون به مدفن تو رفته و سلام کنند
۱۱پس از تو بر سر آن میزهای مهمانی
پی سلامت هم اصطکاک جام کنند
۱۲پس از تو بر سر آن اسبها سوار شوند
عروسوار در این کوچه ها خُرام کنند
۱۳سبیلها را تا زیر چشم تاب دهند
به قد و قامت خود افتخار تام کنند
۱۴خدا نخواسته کاین مملکت شود آباد
وطنپرستان بیهوده اهتمام کنند
۱۵از این سپس همه مردان مملکت باید
برای زادن شبه تو فکر مام کنند
۱۶سزد که هر چه به هرجا وطن پرست بُوَد
پس از تو تا به ابد جامه مُشکفام کنند
۱۷